اولین باری که به آرایشگاه رفتم در تاریخ 25/9/92
امروز دوشنبه 25/9/92 برای اولین بار با شما و بابا جون رفتیم آرایشگاه تا به گفته مامانی موهای شیریتو کوتاه کنیم تا موهات پرپشت بشه ، کلی گشتم تا آرایشگاه کوکی رو پیدا کردم تا اولین تجربت از آرایشگاه همراه با ترس نباشه ، خلاصه شعبه تیراژه تو سرزمین عجایب به ما وقت داد تا ساعت 7 اونجا باشیم . از لحظه ای که وارد سرزمین عجایب شدیم شیطونی کردی تا لحظه آخر فقط حیف که دوربین رو جا گذاشته بودیم . عمو امید ( ارایشگر کوکی ) هم فوق العاده مهربون و با حوصله بود . لحظات اول خیلی همکاری کردی و فقط می خندیدی و بازی میکردی ( آخه فضای آرایشگاه خیلی برات جذاب بود چون بجای صندلی ماشین برقی بود و دورتادورت اسباب بازی و .... و عمو امید حین بازی کردن موهاتو کوتاه میکرد) موسیقی مورد علاقت (عمو پورنگ)رو هم پخش می کردن برات ، ولی به لحظات آخر که رسید دیگه بی حوصله شدی و غر میزدی که بریم عکس اخرت رو هم با بی حوصلگی انداختی و همه دیزاینی رو که عمو امید درست کرده بود رو با دستات به هم ریختی ( تو عکس قابل مشاهده میباشد )ولی رویهم رفته فضای خیلی جالبی بود.
آخر سر هم گواهی به رسم یادبود بهت دادن که عکسشو میذارم تا همه نی نی ها برن کوکی رو امتحان کنن.




اولین باری که به آرایشگاه رفتم در تاریخ 25/9/92
